[ad_1]

دموکراسی آمریکا با چالش های زیادی روبرو است: مرزهای جدید حق رأی. اثر خورنده اطلاعات غلط. ظهور تروریسم داخلی. دخالت خارجی در انتخابات. تلاش برای تضعیف انتقال مسالمت آمیز قدرت. وخیم شدن همه این مسائل یک حقیقت اساسی است: هر دو حزب سیاسی دیگری را دشمن می دانند.

این دیدگاهی است که سازش را غیرممکن می کند و مقامات منتخب را به شکستن قوانین در جستجوی دستور کار یا پیروزی در انتخابات ترغیب می کند. بحث تغییر قوانین رأی دادن را به تظاهرات وجودی تبدیل می کند. و این خواسته بازنده را برای پذیرش شکست ، یک نیاز اساسی دموکراسی ، تضعیف می کند.

این تهدید برای دموکراسی یک نام دارد: فرقه گرایی. این اصطلاحی نیست که معمولاً در بحث درباره سیاست های آمریکا استفاده می شود. این امر در زمینه فرقه گرایی مذهبی ، مانند خصومت شیعه سنی در عراق بیشتر شناخته می شود. با این حال تعداد فزاینده ای از دانشمندان برجسته سیاسی استدلال می کنند که فرقه گرایی سیاسی در آمریکا در حال افزایش است.

این بیانیه کمک می کند تا بسیاری از اتفاقات رخ داده در سیاست های آمریکا طی سال های اخیر از جمله نامزدی موفقیت آمیز دونالد ج. تلاش های شکنجه شده رئیس جمهور بایدن برای آشتی بخشیدن به دعوت مقدماتی خود برای “وحدت” با برنامه قانونگذاری حزب خود و برنامه اعضای راست افراطی مجلس برای تشکیل یک گروه کنگره برای ترویج برخی نظرات در مورد برتری سفیدپوستان. مهمتر از همه ، تهدیدهای دموکراسی آمریکایی را بر خطرات شهروندی خصمانه و تقسیم شده متمرکز می کند.

در سالهای اخیر ، بسیاری از تحلیلگران و مفسران داستانی آشنا از چگونگی مرگ دموکراسی ها به دست استبداد را بیان کرده اند: پوپولیست عوام فریب از نارضایتی از نظم لیبرال حاکم بهره برداری می کند ، با ابزارهای قانونی به قدرت می رسد و قدرت قانون اساسی را غنی می کند تا خود را تقویت کند قانون. این داستان روسیه پوتین ، ونزوئلا چاوز و حتی آلمان هیتلر است.

فرقه گرایی ، به نوبه خود ، یک مجموعه اضافی از داستانهای مختلف هشدار دهنده مختلف را ایجاد می کند: ایرلند ، خاورمیانه و آسیای جنوبی ، مناطقی که فرقه گرایی مذهبی منجر به حکومت ناکارآمد ، خشونت ، شورش ، جنگ داخلی و حتی جدایی یا تقسیم شده است.

اینها همیشه داستان تصاحب استبدادی نیستند ، گرچه فرقه گرایی می تواند نتیجه را به همراه داشته باشد. همانطور که غالباً اتفاق می افتد ، این داستان اقلیتی است که نمی تواند بپذیرد توسط دشمنش اداره شود.

از بسیاری جهات ، این داستانی است که امروز در آمریکا جریان دارد.

مذهبی یا سیاسی ، فرقه گرایی با دو گروه هویتی خصمانه در ارتباط است که نه تنها بر سر سیاست و ایدئولوژی درگیر می شوند ، بلکه طرف مقابل را خارجی و غیراخلاقی می دانند. احساسات متضاد بین گروه ها ، بیش از تفاوت در ایده ها ، نیروی محرکه بین تعارضات است.

هر ناظر معمولی سیاست آمریکا موافقت می کند که خصومت زیادی بین دموکرات ها و جمهوری خواهان وجود دارد. بسیاری نه تنها مخالف نیستند ، بلکه آنها را دوست ندارند. آنها در استخدام و همچنین در آزمون ارتباط ضمنی نگرشهای تبعیض آمیز دارند. آنها به مصاحبه کنندگان گفتند که دوست ندارند فرزندشان با چریک مخالف ازدواج کند. در مقاله ای که توسط شانزده دانشمند برجسته سیاسی در اکتبر در ساینس منتشر شد ، نویسندگان ادعا می کنند که از برخی جهات نفرت بین دو حزب “بیش از آنتی پاتی های دیرینه در مورد نژاد و دین” است.

بر اساس نظرسنجی CBS News در ژانویه ، بیش از نیمی از جمهوری خواهان و بیش از 40 درصد دموکرات ها تمایل دارند که حزب دیگر را “دشمن” بدانند نه “مخالف سیاسی”. بیشتر آمریکایی ها گفتند که آمریکایی های دیگر بزرگترین تهدید برای آمریکا هستند.

در یک سطح ، دشمنی چریکی به سادگی منعکس کننده اختلافات مداوم دو طرف در موضوعات سیاسی است. طی دو دهه گذشته ، آنها نبردهای شدیدی بر سر جنگ عراق ، حقوق اسلحه ، مراقبت های بهداشتی ، مالیات و موارد دیگر انجام داده اند. شاید احساسات سخت لزوماً ماهیتی فرقه ای نداشته باشد.

اما این دو حزب نه تنها از نظر ایدئولوژیک قطبی شده اند بلکه آنها بر اساس نژاد ، دین ، ​​تحصیلات ، نسل و جغرافیا طبقه بندی شده اند. به گفته لیلیانا میسون ، دانشمند سیاسی ، حزب گرایی به یک “هویت مگا” تبدیل شده است که نمایانگر تقسیم سیاست و درگیری گسترده تری بین سفیدپوستان ، محافظه کاران مسیحی و نخبگان لیبرال ، چند نژادی و سکولار است.

و با رشد فرقه گرایی گسترده در آمریکا ، برخی از قوی ترین صدای حزب در کنگره یا فاکس نیوز ، توییتر ، MSNBC و سایر سیستم عامل ها تصمیم گرفته اند که به نفع آنها است که به جنگ فرهنگی و شعارهای ملتهب تکیه کنند تا یک طرف را در مقابل طرف دیگر انرژی دهند. .

خشم محافظه کارانه در مورد لغو ادعای دکتر سئوس نشانه شاخصی است که نشان می دهد چگونه درگیری های بین گروهی بحث سیاسی به سبک قدیمی را جابجا کرده است. سیاست نظامی فرهنگی قبلاً مترادف با جنگ در “موضوعات اجتماعی” بود ، مانند سقط جنین یا سیاست تسلیحاتی ، جایی که دولت نقش اصلی را بازی می کرد. بحث و جدال دکتر سوس هیچگونه پیامد سیاسی نداشت. امنیت یک فرقه که مورد حمله دیگری قرار گرفت ، در معرض خطر بود. این سوالی است که احساسات را در عصر فرقه گرایی تحریک می کند.

نظرسنجی Morning Consult / Politico در ماه مارس نشان داد که جمهوری خواهان بیشتر از بسته محرک 1.9 تریلیون دلاری درباره مشکل دکتر سوس شنیده اند. یک دهه قبل ، یک بسته محرک بسیار کوچکتر به راه اندازی جنبش Tea Party کمک کرد.

این قسمت با دکتر سوس به سختی تنها نمونه ای است که جمهوری خواهان بر اهداف سیاسی به نفع تحریک فرقه گرایی تأکید نمی کنند. ماه گذشته ، مارکو روبیو ، سناتور جمهوری خواه فلوریدا مقاله ای در حمایت از تجدید دیدار آمازون برای تلافی جویی از لیبرالیسم فرهنگی این شرکت در سیاتل نوشت. حزب جمهوری خواه در کنوانسیون ملی خود در سال 2020 حتی پلت فرم سیاسی خود را به روز نکرد.

و شاید مهمتر از همه ، جمهوری خواهان در سال 2016 انتخاب کردند که اقتصاد و سیاست خارجی غیر محافظه کار را کنار بگذارند و فرقه گرایی را یک باره و در یک بسته بپذیرند: دونالد ج. ترامپ. انتخابات مقدماتی جمهوری خواهان امسال همه پرسی درباره این بود که آیا پرداختن به محافظه کاران با سیاست های محافظه کارانه آسان تر است یا با دامن زدن به خصومت فرقه ای. فرقه گرایی پیروز شد.

فرقه گرایی تا حدی در میان جمهوری خواهان بسیار قدرتمند است زیرا آنها معتقدند که در معرض خطر اعزام به وضعیت اقلیت هستند. این حزب در هفت انتخابات از هشت انتخابات ریاست جمهوری گذشته رای مردم را از دست داد و محافظه کاران از این می ترسند که تغییرات جمعیتی نوید حمایت بیشتر آنها را بدهد. و گرچه شکست بخشی از بازی در یک دموکراسی است ، اما در یک جامعه فرقه ای پذیرش آن بسیار دشوارتر است.

پذیرفتن اینکه توسط یک رقیب خصمانه و بیگانه بر شما حکومت شود آسان نیست. این می تواند باعث شود “ضررهای سیاسی احساس تهدیدهای وجودی” کنند ، همانطور که نویسندگان تحقیق منتشر شده در ساینس گفته اند.

در نتیجه ، اقلیت اغلب یک چالش برای دموکراسی در یک جامعه فرقه ای است. این اقلیت است که هزینه های اعم از مادی یا روانی را برای پذیرش حکومت اکثریت در یک دموکراتیک متحمل می شود. در حالت شدید ، ممکن است مدیریت یک گروه متخاصم و بیگانه تفاوت چندانی با تابع شدن در ملت دیگری نداشته باشد.

دموکراسی ها در جوامع فرقه ای معمولاً ترتیبات نهادی را برای حمایت از اقلیت ها ایجاد می کنند ، مانند حقوق اقلیت ها یا گروه ها ، توافق نامه های تقسیم قدرت ، انتقال ها یا حاکمیت داخلی. در غیر این صورت ، بیگانگانترین اقلیتها ممکن است به امید دستیابی به استقلال دست به خشونت و عصیان بزنند.

البته جمهوری خواهان مانند اقلیت فرقه ای معمولی وضعیت اقلیت دائمی را دریافت نمی کنند. ایرلندی ها شانسی برای اکثریت انگلستان نداشتند. نه مسلمانان راج انگلیس و نه سنی های امروز عراق. دموکرات ها طی چهار سال اخیر از اقلیت به اکثریت در هر سه شاخه دولت منتخب منتقل شده اند. جمهوری خواهان نیز می توانند همین کار را انجام دهند.

اما تغییر در چهره نژادی و فرهنگی این کشور باعث می شود محافظه کاران بسیار آسیب پذیرتر از آنچه رقابت جمهوری خواهان نشان می دهد ، باشند. پیش بینی های جمعیتی حاکی از آن است که سفیدپوستان غیر اسپانیایی تبار زمانی در اواسط قرن اقلیت خواهند شد. افرادی که دارای کالج چهار ساله هستند می توانند حتی زودتر به اکثریت رای دهندگان تبدیل شوند. دینداری رو به زوال است.

این احساس که کشور در حال تغییر است نگرانی جمهوری خواهان را بیشتر می کند. در روزهای اخیر ، تاکر کارلسون ، مجری فاکس نیوز ، این تئوری توطئه را پذیرفته است که حزب دموکرات سعی دارد “سعی کند رای دهندگان فعلی را جایگزین رای دهندگان جدید” با رای دهندگان جدید “جهان سوم” کند. افراط گرایان راست افراطی در پارلمان به دنبال ایجاد “اولین مجمع در آمریکا” هستند که خواستار “احترام جهانی به سنتهای سیاسی منحصر به فرد آنگلوساکسون” و زیرساختی “شبیه فرزندان معماری اروپا” است.

تعیین محل تقسیم بندی فرقه گرایی سیاسی در آمریکا در مقیاس از صفر تا “مشکلات” کار آسانی نیست. اما تقریباً هر دفاعی که توسط اقلیتهای فرقه ای مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد توسط برخی از عناصر راست آمریکایی پشتیبانی یا مشاهده می شود.

این شامل مراحل شوم تر است. در دسامبر ، راش لیمبو گفت که او معتقد است محافظه کاران “تمایل به جدایی دارند” زیرا “لیبرال و محافظه کار” نمی تواند “همزیستی مسالمت آمیز” باشد. یک سوم جمهوری خواهان می گویند در نظرسنجی اخیر ، همراه با یک پنجم دموکرات ها ، از جدایی حمایت می کنند.

یک سوم آمریکایی ها معتقدند که خشونت می تواند برای اهداف سیاسی توجیه شود. که در پژوهش در ژانویه برگزار شد ، اکثریت رأی دهندگان جمهوری خواه با این جمله که “سبک زندگی سنتی آمریکایی به سرعت در حال از بین رفتن است موافقت می کنند و برای نجات آن مجبور به استفاده از زور می شویم”. خشونت در پایتخت در 6 ژانویه نشان می دهد که خطرات خشونت سیاسی طولانی مدت یا حتی عصیان را نمی توان رد کرد.

به نظر می رسد فعلاً خطر خشونت قریب الوقوع و گسترده در ژانویه گذشته است.

در عوض ، جو بایدن به عنوان رئیس جمهور سوگند یاد کرد ، مردی که در مبارزات انتخاباتی خود سعی در برانگیختن شورهای یک فرقه علیه فرقه دیگر نداشت. نامزدی و انتخاب وی نشان می دهد در حالی که فرقه گرایی در حال افزایش است ، ممکن است هنوز مرزهایی در آمریکا وجود داشته باشد: رای دهنده میانی دوجانبه گرایی و تشدید درگیری های سیاسی را ترجیح می دهد ، و انگیزه ای برای فعالیت های غیر فرقه ای ایجاد می کند.

با این حال ، آیا ریاست جمهوری آقای بایدن تنش های فرقه ای را افزایش می دهد یا خیر ، یک سوال آشکار است.

آقای بایدن یک برنامه سیاسی بلند پروازانه را دنبال می کند که در نهایت می تواند بحث چریکی را در مورد موضوعات هدایت کند یا به سادگی یک طرف را در مورد مسائلی از قبیل مهاجرت یا ابهام زدایی بیشتر بیگانه کند. با این حال ، نویسندگان مقاله علمی می نویسند که “تأکید بر ایده های سیاسی ، نه بر مخالفان سیاسی” به احتمال زیاد “یک گام بزرگ در مسیر درست” خواهد بود.

و به نظر نمی رسد خود آقای بایدن از رسانه های محافظه کار یا رسانه ها خیلی عصبانی شده باشد – شاید به دلیل پیام خوشامدگویی وی یا هویت وی به عنوان یک پیرمرد 78 ساله از اسکرانتون ، پنسیلوانیا.

اما فرقه گرایی به رفتار رهبر حزب محدود نمی شود – این درگیری بین دو گروه است. رفتار تقریباً هرکسی می تواند خصومت بین دو کشور را بدتر کند ، حتی اگر توسط رهبری یک حزب سیاسی ملی تأیید نشود. آقای کارلسون و مارجوری تیلور گرین نماینده مجلس ، آخرین نمونه ها هستند.

آمریکا را در موقعیتی ناامن قرار می دهد. آقای بایدن می تواند تنش های فرقه ای را در مقایسه با آقای ترامپ کاهش دهد ، اما مشخص نیست که آیا شکایات و نارضایتی های شدید با توجه به این که بسیاری دیگر برای تقویت تفرقه اقدام می کنند ، در پس زمینه محو می شوند یا خیر.

به هر حال ، فرقه گرایی می تواند برای دهه ها یا حتی قرن ها پس از پایان علت اصلی خصومت ادامه داشته باشد.



[ad_2]

منبع: khabar-akhar.ir