جیک وود زمانی یک جنگجو و سپس یک رهبر غیرانتفاعی بود. اکنون او یک کارآفرین است.


تصاویری از آزادسازی اردوگاه وجود داشت که دیدن این افراد آمریکایی که در سراسر اروپا جنگیدند و توانستند بازماندگان را نجات دهند واقعاً الهام بخش بود. آن لحظه خوب و بد را به من آموخت.

یکی از دلایل پیوستن شما به نیروی دریایی این بود؟

فکر می‌کنم این الهام بخش من بود که در کودکی به خدمت در ارتش فکر کنم. من با استخدام کنندگانی صحبت کردم که به کافه تریا آمدند و شروع به درخواست برای دانشکده های نظامی کردند. و بعد خیلی بزرگ شدم و فوتبال را خوب شروع کردم.

من شروع به استخدام سال اول دبیرستان کردم و انتخاب های برترم را به استانفورد و ویسکانسین محدود کردم. و لحظه ای که پا به محوطه دانشگاه ویسکانسین گذاشتم، شیفته این برنامه شدم. این بچه ها سخت کار می کنند. فرهنگ آنجا باورنکردنی بود. و در استنفورد، مربی مانند یک ذن بودایی بود. مربی خط حمله اعتقادی به فریاد زدن بر سر بازیکنان نداشت. می پرسم چطور اینطوری تمرین می کنی؟

من افراد زیادی را نمی شناسم که استنفورد را برای گرفتن ویسکانسین رها کرده باشند.

من هرگز به شجره نامه اعتقاد نداشته ام، و این چیزی است که همیشه هنگام استخدام افراد می گویم. اگر به استنفورد رفتید، عالی است. من چیزی بر علیه شما ندارم. اما در مورد نسب خود با من بحث نمی کنید.

با این حال، در نهایت شما به ارتش پیوستید.

11 سپتامبر در سال اول من اتفاق افتاد. قبل از رفتن به استادیوم برای تمرین صبحانه خوردم و بلافاصله فکر کردم: «آیا کارم را درست انجام می‌دهم؟ آیا من در جای مناسب هستم؟» همانطور که آنجا نشسته بودم، پدرم به من زنگ زد و به من گفت: «به این موضوع فکر نکن. نه دست میکشی و نه دست میکشی.’ او می دانست که در ذهن من چه می گذرد.

حتما بخوانید:
باربری بلوار تعاون |باربری در محدوده بلوار تعاون با ۴۵%تخفیف - باربری و اتوبار بارسنتر

من این کار را برای چهار سال بعد انجام ندادم، اما علاقه شدیدی به آنچه که ابتدا در افغانستان و سپس در عراق اتفاق می‌افتاد، حفظ کردم. سپس پت تیلمن درست قبل از سال آخر من کشته شد و من گفتم: “دیگر بس است.” من آخرین بازی خود را در 1 ژانویه 2005 انجام دادم و در عرض یک ماه ثبت نام کردم.