[ad_1]

معمولاً این تغییرات نسبی قیمت مشکلی در اقتصاد کلان نیست – مسئله ای که به وسیله فدرال رزرو (با افزایش نرخ بهره) یا کنگره (با افزایش مالیات) بهتر حل می شود ، بلکه مسئله اقتصاد خرد این صنایع است.

چالش اصلی اقتصادی که از یک بیماری همه گیر پدید آمده این است که بسیاری از صنایع همزمان دچار شوک های عمده ای در عرضه و تقاضا می شوند. این به معنای نوسانات زیاد قیمت نسبی بیشتر از حد معمول است.

سال گذشته ، تغییرات نسبی قیمت در هر دو جهت کاهش یافت (انرژی و خدمات مربوط به سفر کاهش یافت ، در حالی که قیمت گوشت و سایر مواد غذایی افزایش یافت). اما در بهار امسال فشار حیرت انگیز افزایش قیمت ها است. کالاها و خدمات کمتر با کاهش قیمت برای جبران افزایش ها وجود دارد.

با این حال ، بسیاری از بارزترین و قابل توجه ترین نمونه های تورم قیمت تا به امروز ، مانند اتومبیل های دست دوم ، در صنعت پویایی منحصر به فردی دارند و بنابراین تغییرات قیمت نسبی را نشان می دهند تا افزایش اقتصادی یک نکته مهم برای بررسی این است که آیا این تغییر می کند – آیا ما شروع به افزایش ناخوشایند قیمت بالا ، پراکنده تر در طیف وسیعی از کالاها و خدمات کرده ایم.

این نشانه این است که ما در یک دوره نه تنها با یک اقتصاد تعدیل پذیر ، بلکه با پول زیاد برای تعقیب چیزهای بسیار کم بوده ایم.

همه تغییرات قیمت برای تورم به یک اندازه مهم نیستند. خیلی به اتفاقات بعدی بستگی دارد.

اگر قیمت چیزی افزایش یابد اما انتظار می رود که به حالت عادی برگردد ، این به عنوان کاهش تورم در آینده عمل می کند. این امر معمولاً هنگامی اتفاق می افتد که کمبود چیزی ناشی از شوک غیرمعمول مانند زمان خراب کردن محصول وجود داشته باشد. در مقابل ، در سال 2017 ، یک جنگ قیمت ، قیمت خدمات تلفن همراه را کاهش داد و تورم را کاهش داد. اما وقتی جنگ قیمت تمام شد ، روند نزولی به پایان رسید.

از طرف دیگر ، قیمت که انتظار می رود سال به سال با نرخ استثنایی رشد کند ، عواقب قابل توجهی بیشتری دارد. به عنوان مثال ، یک پدیده چند ساله را در نظر بگیرید که در آن قیمت های مراقبت های بهداشتی سریعتر از قیمت سایر کالاها در حال افزایش هستند و فشار مداومی را برای افزایش تورم ایجاد می کنند.

[ad_2]

منبع: khabar-akhar.ir